الشيخ فاضل اللنكراني - الشيخ شهاب الدين الإشراقي
28
حماة الوحي (پاسداران وحى) (فارسى)
اماميان ، بر وجوب عقلىِ تعيين امام از جانب خداوند تكيه كرده ، از انتصاب الهى ؛ يعنى نظريّهء « نَصّ » دفاع مىكنند . و از امامت به عنوانِ رهبرى و سيادت جامعهء دينى ، سخن مىگويند . و در حقيقت ، با اعتقادِ يقينى و خدشهناپذير به ختم نبوّت و انقطاع وحى الهى و كمال آن و قطع اخبار آسمانى ، بر اين باورند كه حفظ و استمرار شريعت و آموزههاى وحى ، جز از طريقِ وجودِ مستمرّ و هموارهء « حجّت الهى » امكانپذير نيست . از اين رو ، بر ضرورت وجود حجّت در زمين ، تا برپايى رستاخيز ، و ضرروتِ وجودِ نصّ الهى بر گزينش امام ، تأكيد مىورزند . حكيم متألّه مولى محسن فيض دربارهء فلسفه وجودى امام ، گويد : آن چه دربارهء وجه نيازمندى به پيامبران گفته شد ، عيناً دربارهء نيازمندى به اوصياء و جانشينان آنان - يعنى امامان پس از آنها ، تا ظهور پيامبرى ديگر - جارى است . زيرا نيازمندى به آنان اختصاصى به زمان و شرائط معينى ندارد ، و باقىبودن كتابها و شرايع آنان بدون وجود سرپرستى ، براى آنها و شخصى كه عالم به آنها باشد ، كافى نيست . آيا نمىبينى كه همهء فرقههاى مختلف به دليل جهلشان به كتاب خدا و انحراف دلها و پراكندگى خواستههاشان چگونه دربارهء مذاهب خود به كتاب خداى - عزيز و جليل - استناد مىكنند ؟ ! از اين گونه برخورد با كتاب خدا ظاهر مىشود ، كه هر پيامبرى ، كه از سوى خداوند با كتابى فرستاده شده ، لازم است براى خود وصيّى نصب كند ، كه اسرار نبوّت خويش و اسرار كتابى را ، كه نازل شده به او بسپارد و مبهماتِ آن كتاب را براى او روشن سازد ، تا آن وصىّ ، حجّتِ آن پيامبر بر قوم خود باشد . و نيز ، امّت وى با آراء و عقول خود در آن كتاب تصرّف